تبلیغات
موسسه حقوقی صدرا (قضاوت، وکالت، ارشد) - فلسفه حقوق
 
موسسه حقوقی صدرا (قضاوت، وکالت، ارشد)
آزمونهای حقوقی و آموزش حقوق از طریق جزواه و صوت و تصویر
درباره وبلاگ


موسسه حقوقی صدرا با کمک اساتید و بزرگان حقوقی گامی بلند و استوار در جهت موفقیت در آزمونها را در سطح کشور شروع کرده است آموزش از طریق جزوه، کتاب صوت و تصویر و مشاوره و پشتیبانی و جلسات انگیزشی، رفع اشکال و روشهای تست زنی و سایر نکات و مطالب علمی و آموزشی، در خدمت شما علاقمندان به حقوق و تلاشگران می باشد

مدیر وبلاگ : دبیر انجمن
نویسندگان
یکشنبه 1397/09/4 :: نویسنده : دبیر انجمن
هدف ، اندیشه را هدایت می کند
 
فلسفه ، علم را هدایت می کند
 
اخلاق ، فرد را هدایت می کند و
 
حقوق ، جامعه را هدایت می کند.
 
بیان فلسفه ی وجودی هر پدیده از ضروری ترین 

و دلنشین ترین مباحث و نیز نخستین گام تحقیق

 در بررسی آن پدیده است و امروزه ...  


  و امروزه با تغییر شیوه ی زندگی، داوری های ما نیز که تابع عقل و زاده ی محیط است دگرگون شده و نیازهای جدید، اندیشه های کهن ما را متغیر و متحول ساخته است که این موضوع تأثیری نهادین و عمیق بر فلسفه ی علوم و حتی حقوق گذاشته است و این تمایل طبیعی، نشانگر آزادگی و روح حق پرستی است  و بر همین مبناست که اگر در دوران گذشته فضیلت در اطاعت بهتر وبیشتر بود، اکنون فضیلت در معرفت و آگاهی بیشتر است.
 
اگر دانشجویان دیروز در رو بنای مفاهیم حقوقی و اصطلاحات و حفظ مواد قانونی بالاخص حفظ اعداد و ارقام کمر شکن و بیخود، سرگرم  و دلخوش بودند و گوی سبقت را در مدارج بالای علمی از هم می ربودند و تا اتمام مقاطع تحصیلی حتی مقطع دکترا در همین مسیر بودند، دانشجویان امروز باید با طراحی و معماری قواعد جدید و اصول مورد نیاز، به ترسیم و جبران خلاء ها و نیازهای اساسی جامعه بپردازند و تا فلسفه ی اصیل حقوق مدرن و نیازهای متناسب با جوامع را نشناسند در طراحی قواعد عاجز و در معماری اصول آن قطعاً به خطا خواهند رفت.
 
کسی که در ورزش های رزمی، جوهره، روح  و فلسفه ی فنون را درک نکند، تکنیک های اصلی و تخصصی را به او یاد نمی دهند. چرا که اگر فنون پیشرفته و کامل در دست افراد عقب مانده و ناقص بیفتد، قطعاً بوی گند استفاده ی نادرست از آن، جامعه را تباه خواهد کرد و به همین دلیل بیشتر قضات یا وکلا  و یا سایر مجریان قانون به جای چنگ زدن به ریسمان عدالت، به ریسمان مجازات پناه برده اند و به جای اینکه ریشه مشکل و معظل خشکانده شود روز به روز بر تعداد طلاق، اعتیاد، زندانیان و سایر مفاسد اقتصادی و اجتماعی و امثال اینها افزوده می گردد. کجاست آن فرشته ی عدالت تا بی عدالتی ها  و ظلم ها را با تشخیص ماهرانه و درمان عالمانه ریشه کن نماید؟
 
تحول در نظام های اجتماعی از طریق تحولات حقوقی امکان پذیر است و تحولات حقوقی نیازمند تحولات فکری و علمی است و این تحولات فکری وعلمی نیازمند آموزش های اصولی و فنی است تا بدانیم و بفهمیم که "حقوق، هدف نیست بلکه روش رسیدن به هدف است" و سؤال اساسی این است: پس هدف چیست؟ و روش رسیدن درست به آن کدام است؟
 
در عصر حاضر عدالت شعار حقوق است تا به همراه نظم، دستاویز و بهانه ای باشد تا اهداف شوم و پست یک عده انسان با قالبی منطقی و حقوقی بر دیگران تحمیل گردد. امروزه همه ی نظام های استبدادی در جهان، مدعی فضیلت، عدالت، نظم و سعادت هستند، اما همیشه فاصله ای پرناشدنی میان دایره ی حاکمیت و عدالت اجتماعی وجود داشته است، زیرا عدالت و نظم، اهدافی آرمانی هستند  و با هر تحلیل و تفسیری می توان به راحتی و مطابق دلخواه خود، آن را  توجیه کرد.
 
اینکه عدل چیست؟ آیا عدل خوب است؟ چرا عدل خوب است؟ خوب بودن عدل دلیل عقلی دارد یا شرعی؟ کدام دلیل بر دیگری رجحان دارد؟ آیا آنچه خوب است عدل است، یا آنچه عدل است خوب است؟ آیا هر آنچه خداوند انجام میدهد عدل است یا هر آنچه عدل است خداوند انجام می دهد؟ آیا عدل نسبی است یا مطلق؟ آیا عدل منجر به سعادت می شود؟ آیا تنها راه وصول به سعادت عدل است؟ و هزاران سوال از این قبیل که در عالم ذهن و خیال ریشه دوانیده و سالانه یک تن مرکب ویکصد تن کاغذ تلف کرده و هیچ گرهی از مشکلات ومعماهای بشری نگشوده  ونخواهد گشود، اما بسی موجب تضییع اندیشه های ناب و انسان های خوش استعداد در جهت تحقیق و کشف شعارها  و اهداف آرمانی  و غیر عملیاتی شده است. همین بهانه ای شده تا ظالم ترین ستمکاران نیز اعمال وافعال خود را با تراشیدن دلایل و توجیه های گوناگون، بسیار عادلانه و حق مدارانه جلوه داده و سپس دستور به هر گونه تجاوز ، جنایت ، خونریزی ، قتل و کشتار بیرحمانه ی میلیون ها انسان، اعم از زن و مرد، کودک  وپیر و جوان داده و با کمک مکاتب بشری و گاهاً الهی، قداست بیشتری به اعمال و افکار شنیع خود ببخشند. اینک باید به جای اعداد و ارقام خشک و مفاهیم واصطلاحات بی روح و بی خاصیت حقوقی به دانشجویان و علاقه مندان فقه و حقوق ، روش های استنباط و استدلال حقوقی و رسالت و ضرورت آنها آموزش داده شود و تا دانشجویی نتواند با استفاده از قواعد علمی و اصول حقوقی به استنباط و استدلال برسد ، نمی تواند از حقوق خود دفاع کند تا چه رسد به اینکه بخواهد از حقوق مردم دفاع کند.
 
یکی از ضرورت های اساسی و نیازهای اصلی جامعه ی حقوقی عبور از مفاهیم آرمانی و دست نیافتنی است و باید اهداف عملیاتی و دست یافتنی را جایگزین آنها ساخت و اینک زمان آن فرا رسیده که با تکیه بر مفاهیم بنیادین آزادی و آگاهی برمبنای انصاف و وجدان که شیوه ی خردمندان در هر عصر و دوره ای بوده، به روابط  فنی و ضوابط ذهنی رشته ی حقوق جنبه ی عملی داده تا روح جدیدی در آن دمیده شود.
 
دیگر زمان آن گذشته است که با شعار عدالت، ملت ها را به استعمار و استثمار کشیده و تا مرز استحمار به برده داری نوین و مدرن پرداخت و شاید تنها چاره ی رهایی ملت ها از گوشه و کنار دنیای کنونی گرفته تا در اعماق آینده های دور و نزدیک با اصل یا قاعده ی انصاف که یک قاعده ی طلایی و فطری است و ملاک آن بسیار ساده و قابل هضم و فهم برای همگان بدون نیاز به توجیه و توضیحات مختلف می باشد ، عمل کرد ، همچنان که تمام ادیان نیز به جوهره ی این قاعده توجه داشته اند و پیامبر اکرم(ص) نیز دقیقاً این فرمایش را بیان داشته اند که " آنچه را برای خود نمی پسندی ، برای دیگران نیز مپسند " همین اصل طلایی در تمام ادیان و مذاهب از جمله کتب انجیل و تورات و حتی در مکاتب غیر آسمانی نیز از جمله بودا و زرتشت و کنفسیوس آمده است.
 
شعار عدالت، متأسفانه بهترین ملاک برای ظلم و ستمکاری است در لفاف سیمین و روبان زرین سعادت! اما انصاف اینگونه دغل بازی ها و دغل کاری ها را بر نمی تابد و به سادگی ، نهان زشت همه ی آنها را می شکافد .
 
نتیجه ی بسیار ساده و عملی عدل، تساوی و برابری است که در هیچ جامعه، محل یا حتی خانواده ای نه تنها وجود ندارد بلکه تصورش نیز تا حدی غیر ممکن به نظر می رسد، زیرا وقتی ملاک روشنی در دست نیست و فقط تابع توجیه و تفسیر این و آن است، چگونه می توان از یک لفظ ذهنی مجرد، انتظار حل مشکلات علمی، عملی و اجتماعی را داشته باشیم.
 
بااین اوصاف و توضیحات مختصر، به نظر می رسد که تنها انصاف است که می تواند جایگزین عدالت گردد تا از هر گونه لغزش و اشتباهات آن بکاهد و بر استواری گام ها و سرعت تحولات اجتماعی آن بیفزاید. البته باید توجه داشت که هدف از این گونه بحث ها از رده خارج کردن عدالت که بزرگترین میراث بزرگان و گذشتگان می باشد  نیست، بلکه پیدا کردن جایگاه واقعی آن است.
 
اگر انصاف زنده شود، عدالت جایگاهش را پیدا می کند، اگر انصاف احیا شود، آزادی مفهوم اصیل خویش را باز می یابد، اگر انصاف برقرار گردد هیچ مذهبی علیه مذهب یا مکتب دیگر نیزه و شمشیرنمی کشد. اگر روح انصاف درکالبد جامعه دمیده شود، اجساد متروک و متلاشی آزادی، همچون مرغان سلیمان با ندای پاک وجدان از بالای کوه های سر به فلک کشیده حکومت های استبدادی و فلسفه ها و عرفان های دروغین و ساختگی و بی خاصیت به پرواز در آمده و در اوج اخلاق گرایی، به سعادت ابدی و کمال واقعی نایل خواهند شد.
 
اگر جامعه طعم خوش انصاف را بچشد بوی متعفن شعارهای آزادی و عدالت در نهایت ظلم وبردگی بر ملا خواهد شد و سوداگران عدالت و آزادی چنان رسوا خواهند شد که دیگر از این جوامع متمدن امروزی با عنوان عصر خونخواری، اعتیاد، ناجوانمردی، طلاق، سرقت، تهمت و غیبت، یاد خواهد شد و همه ی این عناوین شوم کیفری و جزایی، به زباله دان تاریخ خواهند پیوست، زیرا انصاف نیازی به دلیل و توجیه ندارد، زیرا انصاف دستخوش این همه فلسفه های گوناگون وحکومت های متنوع نخواهد گردید، زیرا انصاف قاعده ی پاک و طلایی فطرت و وجدان است و هیچ سر ناسازگاری با عقل ندارد تا عقل در آن شک کند یا برای آن توجیه بتراشد، لذا تا مفاهیم بنیادین در نظام های حقوقی کشورها متحول نگردد و سه اصل اساسی «انصاف، آزادی و آگاهی» جایگزین شعارهای انتزاعی، ذهنی و دست نیافتنی نگردد شاید نتوان در انتظار فرج و گشایش معظلات و مشکلات بود.
 
نیازهای جدید، قوانین و قواعد جدید و اندیشه های نوین لازم دارند، همانطوری که نیازهای کهن، قواعد خودشان را داشتند، برای مثال، تا زمانی که برده داری در صدر اسلام پذیرفته شده بود، مقررات مربوط به آن نیز بدون هیچگونه اعتراض و انتقادی مورد پذیرش قرار می گرفت و تا زمانیکه در اندیشه های کهن به علت زور بازوی مردان و صفت خونریزی و جلادی آنان، موجوداتی برتر و اشرف پنداشته می شدند و در مقابل آن، نگاه جامعه ی کهن بر زنان به عنوان موجودی پست، حقیر و ذلیل مقبول و مورد تأیید حتی خردمندان و بزرگان آن جوامع قرار می گرفت، اجحاف و تجاوز به حقوق زن و برده نیز به راحتی و به سادگی مورد حمایت و تأکید آنان قرار می گرفت. حال که جامعه ی امروزی این تفاوت ها را بر نمی تابد و جز تفاوت های ذاتی که جزء لاینفک زندگی جسمانی، اجتماعی و عاطفی آنهاست بقیه را رد کرده و محترم نمی شمارد، دیگر نمی توان همان قواعد و اصول کهن را بر مردان و زنان امروزی تحمیل کرده و سپس با هزاران تبصره و استثناء آن ها را تعدیل نمود.
 
فلسفه  حقوق ، فقط پرداختن به منشأ و مبنای حقوق و مفاهیم بنیادین آن نیست، بلکه توجه به نیازهای جامعه و ساختن قواعد و مقررات نوین، مطابق این نیازها و ایجاد معیارهایی ست که بتواند پاسخگوی نیازهای روزمره باشد تا شاید با این طریق بتواند روح قانون را بر اندیشه ی ملت ها و حاکمان آن ارزانی دارد و اهداف متعالی خلقت را بر انسان ها مستولی ساخته و استدلالات حقوقی را مطابق نیازها و ضرورت ها، دگرگون و متحول نماید و ارزش های کهن را در جوامع مترقی و پیشرفته، بومی سازی کرده و جرأت اندیشیدن و نقد کردن و دگرگون ساختن در جهت مثبت و مفید را نظام مند نماید، تا روش های غلط و منسوخ را از لابه لای متون حقوقی و قانونی خارج سازد و آنها را خالص نماید.
 
این است مهمترین رسالت و کارکرد فلسفه ی حقوق که متأسفانه در کتاب های حقوقی سهواً به فراموشی سپرده شده  ویا عمداً به خاموشی گراییده است. اکنون زمان آن فرا رسیده است که فرشته ی عدالت، دستمال سفیدی را که به چشمان خود بسته است، آگاهانه و آزادانه باز نماید و بر مبنای «انصاف» استعفای خود را تقدیم نماید و محترمانه دست فرشته ی انصاف را گرفته و آن را جانشین بر حق خود اعلام کند، چرا که اگر خودش عاقلانه و آزادانه این کار را انجام ندهد ، سرانجام خائنانه و خائفانه و نهایتاً از سر ناچاری قربانی شدت عدالتش خواهد شد. چرا که بیداری وجدان های خفته در خواب خوش عدالت را هیچ دارویی بهتر از قاعده ی انصاف نیست.
 
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر    آری شود ولیک به خون جگر شود
 
سیدحسین علیانسب



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1398/03/22 ساعت 03 و 32 دقیقه و 09 ثانیه

Great blog here! Also your site loads up very fast! What web host are you using? Can I get your affiliate link to your host? I wish my site loaded up as fast as yours lol
دوشنبه 1397/12/6 ساعت 15 و 46 دقیقه و 56 ثانیه
وبلاگ زیبایی داری

به من هم سر بزن. هدیه خوبی براتون داریم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :